فراخوانی ...

یکی از فانتزی هام...(2)

چاپ مقاله
یکی از فانتزی هام...(2)
 یکی از فانتزیام اینه که از سر کار بیام خونه بعد با خانومم دعوام شه بعد خانومم ببینه حالم خوب نیست بیاد این شعرو برام بخونه :
من اگه نباشم ، کی واسه همیشه تو رو میپرسته ؟
کی برات میمیره ؟ کی نمیشه خسته ؟
کی تورو میزاره روی دوتا چشماش ؟
کی اگه نباشی میگیره نفس هاش ؟
منم بگم : مدرسان شریف !
.
.
.
.
.
یکی از فانتزیام اینه که بی هیچ دلیلی روی بدن مخاطب خاصم چیکه چیکه اسید بریزم بعد درحالیکه اون داره جیغ هفت رنگ میزنه بهش بگم عزیزم من کنارتم نگران نباش !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که دختر همسایمون تیر بخوره بعد سریع با هلیکوپتر برسونمش بیمارستان بعد دکتر بگه : اوه خدای من این گروه خونیش خَعلی کمیابه بعد پرستار با قیافه ی آشفته به دکتر بگه دکتر نبضش ضعیف شده باید هرچه زودتر بهش خون برسونیم بعد مادر دختر همسایمون شروع کنه به گریه کردن و پدرش به دکتر بگه دِ عاخه لامصب یه نگاهی به دور و بَرت بنداز ، دخترم داره جون میده !!! بعد دکتر داد بزنه کسی نیست این فداکاری رو انجام بده ؟ بعد من در حالی که دارم هلیکوپترو خاموش میکنم و سوییچشو درمیارم ، از هلیکوپتر بیام بیرون و با یه لبخند ملیح آستینمو بزنم بالا به دکتر بگم بیا بزن … بعد پدر دختر همسایمون با لبخند بگه چرا دیر کردی داماد گلم ؟ بعد من برم توی اتاق عمل بعد که دختره به هوش اومد بگه : پس عشق من کوش ؟ بعد باباش از پنجره به افق خیره بشه و با لبخند رضایت بگه : متاسفانه باید بگم به خاطره ها پیوست !!! روحش شاد …
.
.
یکی از فانتزیام اینه که توی زمستون با مخاطب خاصم ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺰﺍﺭم و ﻟﭙﺎﺵ ﯾﺦ ﺑﺰﻧﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﮐﺶ ﺑﺰﻧﻢ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺩﺭﺩﺵ ﺑﮕﯿﺮﻩ …
ﻋﺎﯼ ﺣﺎﻝ میده ، ﻋﺎﯼ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﺪﻩ !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که بعد یه شکست عشقی انقد تو کافی شاپ بشینم که صاحبش بیرونم کنه بعد منم بهش بگم : باشه ! همه منو بیرون کردن … یکی از قلبش یکی هم از کافی شاپ بعد اونم با یه حالت خسته ای یه چک بخوابونه تو صورتم که تا افق بندری برم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که تهیه کننده برنامه کودک بشم بعدش به جای این خاله ها عمه بیارم !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که مخاطب نیمه خاصم بهم ﺑﮕﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭘﺎﺷﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﻔﺮ … ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ! ﮐﺠﺎ ﺑﺮﯾﻢ ؟ ﺑﮕﻪ : ﺷﻤﺎﻝ ﻋﺰﯾﺰﻡ … ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ : ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ بریم ﻓﻘﻂ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ پیرهن ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺨﺮﻡ ﺑﯿﺎﻡ … ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ … ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ : ﻧﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺨﺮﻡ … ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ : ﺍﻩ ﻣﯿﮕﻢ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺩ … ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ : ﺳﺮ ﻣﻦ ﺩﺍﺍﺍﺍﺩ ﻧﺰﻥ ﺍﺻﻦ ﻧﻤﯿﺎﻣﺎﺍﺍﺍﺍ … ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ : ﺧﻔﻪ ﺷﻮﻭﻭﻭ ﮐﺜﺎﺍﺍﺍﻓﺖ …
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻥ ﺷﺪ ، ﺑﻘﯿﺸﻮ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ !
الان ﺑﺮﻡ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ !!! اصن ﺑﻪ ﭼﻪ ﺟﺮاﺗﯽ ﺳﺮ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ ؟؟؟
.
.
.
.

یکی دیگه از فانتزیام اینه که
بچه دار بشم اسمشو بذارم پرچم و بفرستمش پُشت بوم !
بعد همسرم بگه عزیزم پرچم کجاس ؟
منم بگم پرچم بالاس !
بعد دو تایی کلی حال کنیم ! \":D\"

.

.

یکی از فانتزی هام اینه که این مسعود روشن پژوه  رو بندازم تو یک استخر پر از تمساح و بعد بگم حالا بیا بیرون.یک و یک و یک ، دو و دو دو سه و سه \":|\"

.

.

یکی از فانتزیام اینه که

یه فامیل داشته باشیم اسمش سروش باشه
بعد بچه دار شه بگم : سروش منتشر کرد \":lol:\"

یکی از فانتزیام اینه که
دختر مورد علاقمو با یکی دیگه توی تاکسی ببینم ، بعد متوجه بشم که پسره پول نداره کرایه رو حساب کنه !
منم واسه اینکه پسره ضایع نشه ، یه پنج هزار تومنی بدم به راننده و بگم امروز روز تولد منه ، همه کرایشون مهمون من و با قلبی شکسته پیاده بشم . . .
الهی بمیرم واسه خودم !
.
.
.
بعده ۱۰ ثانیه بمبی که تو ماشین گذاشته بودم بترکه همشون منفجر بشن , والا پسره ی دیوث ۵ تومن نباید تو جیبش باشه یعنی ؟

یکی از فانتزیام اینه
با نامزدم برم بیرون ( همون دخدره که لامبورگینی داشت )
بعد دوست دخدر سابقم (دخدر همسادمون ) منو ببینه !
بعد به دوستاش منو نشون بده که این پسر خوشتیپه یه زمانی با من دوست بود !
بعد دوستاش بگن : وااااااای خوش به حالت !
ای کاش بامنم دوست بود منم پوزشو میدادم !
بعد دخدر همسادمون حسرت بخوره بگه ای کاش الان دستش توی دست من بود !
بعد عکسمو از گوشیش ببینه و گریه کنه !
منم بهش بگم :
اینقدر به عکسم خیره شو تا دق کنی
شباتو بعد از این باید هق هق کنی
من که ازت گذشتمو رفتم رفیق
شاید بتونی عکسمو عاشق کنی
هی اشک تمساح میرزی که چی بشه
شب و روزات باید باهم یکی بشه
آلبوم عکسامون رو قیچی میکنم
تموم عکسامون باید تکی بشه
میگی نیستم قلبت خورده ترک
خب به درک خب درک . . .
بعد اونم بهم بگه :
تورو داشتم ولی تو خواب بودم / کنارم بودی اما دور بودم
نفهمیدم داری از دست میری / تورو میدیدم اما کور بودم
بعد یهو علی عبدالمالکی پیداش بشه بهم بگه :
حیااااااااا کن دستاتو از دستای اون رها کن
منم حیا کنم با یه حرکت قشنگ دخدر همسادمونو بردارم برم توی افق محو بشم
لامبور گینی هم نخواستیم ^_^

\":D\"

یه زمانی !
یکی از فانتزی هام این بود که :
پادشاه بشم ، به نوکرام بگم واسم تخمه بشکونن ، من بخورم !
تا اینکه مزمز با هزار تومن اومد گند زد تو فانتزیم ! \":|\"

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺳﻬﯿﻞ ﺑﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺍﺳﻤﺶ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﻫﻤﻪ ﻓﮏ ﻭ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﻢ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ : ﺳﺘﺎﺭﻩ ﯼ ﺳﻬﯿﻞ ﺷﺪﯼ ! ﻭﻟﯽ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ . . .

یه فانتزیه خوب سـراغ دارم خعلی توپـه ، ماله یـه خانـوم دکـتر بـوده ۲ بـار بـیشـتـر بـاهاش تـا افق نـرفـتـه ، هرکی می خواد خبر بـده تا هـمـاهـنـگـی هـای لازم واسه فروش فانتزی را انجام بـدیـم !! \":|\" :))

یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق تا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو . . . !
انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!! \":|\"

یکی از فانتزیام همیشه این بوده که توی سیستم عامل ویندوز یک مشکل پیدا کنم بفرستم براشون بعد بیل گیبس زنگ بزنه بگه مهندس لطفا بیا امریکا تو مجموعه من ، دخترمم میدم بهت کنیزت باشه تا آخرررر عمرش ، خونه ماشین پول همه چی میدم بهت . . .
منم بعد از یک دقیقه سکوت بگم : خیلی دلم میخواد اما من متعلقم به این مردمم !

الان داشتم از دم یه قلیون سرا ر د میشدم خیلی حسودیم شد بهشون همه خوشحال بودن \":(\"
نامردا به فانتزیشون رسیده بودن همه توو دود محو شده بودن لامصب افقی بود واسه خودش :))))

کی از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توی جمع بگم خودمو با اولین پرواز میرسونم . . . \":D\"

یکی از فانتزیام اینه که :
برم امریکا تو جلسه معرفی شرکت کنم .
همین وسط ها ی جلسه گوشی Glx ام زنگ بزنه
منم بگم Sorry و به راحتی گوشی رو از جیبم در بیارم و در حالی که بقیه دارن به من میخندند یهو گوشی یکی شون زنگ بزنه ولی هر کاری کنه گوشی جدید Apple اش از جیبش در نیاد . منم یه پوزخند بزنم و در حالی که بقیه دارن به با تعجب به من نگاه میکنند و میگند Wait , Wait ! تو افق ناپدید شم !

 

من یه غلطی کردمُ قضیه فانتزیُ افقُ واسه بابام تعریف کردم ؛
.
.
.
حالا هروقت اَزَش پول میخوام، میره تو افق محو میشه ! \":|\"


یکی از فانتریام اینه که یه لباس قدیمی بپوشم تو جیبش پسته پیدا کنم !

 

اطلاعات بیشتر این مقاله

تعداد 0 نفر از 0 این مقاله را مفید دانسته اند
آیا این مقاله مفید بود؟
تعداد بازدید 516
تاریخ انتشار 1393/3/21
تاریخ بازنگری 1393/3/21
تبلیغات